شيخ حسين انصاريان
63
عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)
نيز يارى كند ، ولى در اداى اين تكليف خود ، وقتى مىتواند كامياب گردد كه قبلًا با كمك انبيا و امامان عليهم السلام و چهرههاى ملكوتى به تربيت و تكميل نفس خود بپردازد . عقل بىشائبه از هوىها به وجود اين كمال مطلوب و به وجوب پيروى آن حكم مىدهد . اگر ما دلهاى خود را از آلايش هوى و هوس نفسانى و اغراض و منافع خود پرستانه پاك سازيم ، يقيناً يك اشتياق بزرگ در نهاد خودمان نسبت به اين كمال مطلوب كه هدف همهء بزرگان عالم بوده حس خواهيم كرد ؛ زيرا كه روح مجرّد ما كه در دقايق مخصوص زندگى ، موجوديت خود را براى ما محسوس مىسازد ، از آن مقام بلند عالم ملكوتى پايين آمده و ذوق و شادى جاودانى و نافانى آن عالم ، هميشه در كام او زنده است و ياد آن ايام الفت و محبت و آن حظوظ روحانى را هرگز فراموش نمىتواند كرد . بنابراين رسيدن به درجهء كمال مطلوب مقدر يك احتياج فطرى و يك اشتياق غريزى و درونى روح انسانى است و اساساً غرض از هبوط روح از عالم ملكوت به عالم ناسوت و پيمودن مراحل ترقى از ميان مراتب و طبقات عالم مادى همين تكميل نفس و اكتساب انتباه و معرفت و تحصيل ادراك حقيقت يعنى رسيدن به درجهء كمال مطلوب است ؛ زيرا فرق است ميان بودن و ميان هشيار و توانا بودن . انسان ابتدا در اين عالم فاقد همه چيز جز جسم و روح خالىِ از تمام معارف است ، بايد به تدريج در ضمن طى مراحل تكامل در آغوش اين جهان به مقام قدرت فعالهء خالقه و معرفت مدركهء بالغهء ذات خود ، يعنى به كمال مطلوب مقدر خويش كه اكتساب قدرت و صنعت خدايى است برسد و صعود نمايد ، تا بتواند به نيابت از خداوند به ذات خالق عوالمى نو گردد و به وسيلهء عبوديت و طاعت به مقام ربوبيت برسد ، چنانچه حضرت صادق عليه السلام فرموده : عبوديت جوهرى است